به گزارش پایگاه خبری عصرتوس، رسانهها در جهان امروز دیگر صرفاً بازتابدهنده افکار و رفتارهای انسانی نیستند، بلکه نقشآفرینانی فعال، جریانساز و اثرگذار بر شکلگیری ساختهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعیاند. آنها بهعنوان نهادهایی سیطرهگر و معناپرداز، بخشی از سازوکار قدرت محسوب میشوند، نه ابزار فرمانبردار آن. هر سیاستگذاری رسانهای باید از این درک دقیق و واقعگرایانه آغاز شود.
در این چارچوب، لایحه دو فوریتی دولت مسعود پزشکیان با هدف مقابله با محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی، با رویکردی تقلیلگرایانه و امنیتمحور، جایگاه واقعی رسانه را نادیده گرفته است. این لایحه، با تلاش برای تعریف حقیقت از مسیر قدرت رسمی و بدون مشارکت نهادهای حرفهای، در تضاد با منطق رسانهای امروز قرار دارد.
ابهام در تعریف «خبر خلاف واقع»، نبود نهاد ناظر مستقل و سازوکار بیطرف، این لایحه را به ابزاری بالقوه برای حذف منتقدان، تحدید آزادی رسانه و تثبیت گفتمان رسمی تبدیل میکند. تجربههای مشابه نیز نشان دادهاند که در غیاب شفافیت و اعتماد عمومی، تلاش برای کنترل روایتها به بحران اعتماد، خودسانسوری و ریزش سرمایه اجتماعی میانجامد.
اگر هدف، مقابله با اخبار جعلی است، مسیر آن نه مجازات و محدودیت، بلکه موارد زیر است: ۱. تضمین گردش آزاد اطلاعات
۲. تقویت رسانههای حرفهای و مستقل
۳. ارتقای سواد رسانهای عمومی
۴. شفافیت در عملکرد نهادهای حاکمیتی
در جهانی که رسانهها سیطرهگر شدهاند، حقیقت نه قابل تحمیل است و نه انحصارپذیر. تنها از دل گفتوگوی آزاد، رقابت سالم روایتها و فضای باز نقد، میتوان به انسجام اجتماعی رسید. سیاستهایی که این واقعیت را نادیده بگیرند، راه را به سوی بینظمی ارتباطی و بحران مشروعیت میگشایند.








