به گزارش پایگاه خبری عصرتوس، تعطیلی ۴۰روزه دولت فدرال آمریکا در سال ۲۰۲۵ را نمیتوان صرفاً بنبستی بودجهای دانست؛ این رخداد، نمادی عریان از بحران عمیق در قلب نظام حکمرانی ایالات متحده است.
کشوری که خود را نماد نظم و کارآمدی معرفی میکرد، امروز حتی در پرداخت حقوق کارکنانش ناتوان مانده و ساختار سیاسیاش در گرداب اختلافات حزبی گرفتار شده است.
اختلاف جمهوریخواهان و دموکراتها بر سر بودجه بهداشت و خدمات اجتماعی، تنها سطح ظاهری بحران است. آنچه در بطن ماجرا جریان دارد، فروپاشی اعتماد عمومی و فرسایش نهادهای دموکراسی آمریکایی است.
نظرسنجیها نشان میدهد کمتر از ۱۵ درصد مردم به کنگره اعتماد دارند؛ جامعهای که روزی به مشارکت سیاسی میبالید، اکنون از بیتفاوتی به ناامیدی رسیده است.
دولت آمریکا امروز نه با تهدید خارجی، بلکه با ناتوانی در اداره خود دستوپنجه نرم میکند.
تعطیلی ادارات فدرال، توقف پروژههای زیستمحیطی و اجتماعی، و خانهنشینی صدها هزار کارمند، چهره واقعی نظام سرمایهسالار آمریکا را آشکار ساخته است؛ نظامی که منافع لابیها و میلیاردرها را بر معیشت مردم ترجیح میدهد.
در سطح بینالمللی نیز این بحران، نشانهای از افول هژمونی آمریکا است. متحدان اروپایی و آسیایی از بیثباتی در واشنگتن نگراناند و رقبای جهانی، از چین تا روسیه، ضعف داخلی آمریکا را نشانه پایان دوران تکقطبی میدانند.
قدرتی که توان پرداخت حقوق سربازان خود را ندارد، چگونه میتواند مدعی رهبری جهان باشد؟
واقعیت این است که ایالات متحده دیگر «مدیریتگر نظم جهانی» نیست، بلکه نماد بحران درونی تمدن غربی است؛ تمدنی که از درون تهی شده و در قالب بوروکراسی، رقابت حزبی و پوپولیسم رسانهای، در حال فرسایش است.
تعطیلی دولت آمریکا نه یک اتفاق مقطعی، بلکه بیانیهای سیاسی از پایان اقتدار آمریکایی است، همان نظمی که دههها با زبان دموکراسی و زور، بر جهان تحمیل شد.








