به گزارش پایگاه خبری عصرتوس، بازسازی کارآمدی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، ارتقای هماهنگی نهادی و نوسازی فرآیند سیاستگذاری، تنها بخشی از انتظاراتی است که از این مسئولیت جدید مطرح شده است.
با این حال، این پرسش محوری ذهن بسیاری از ناظران و بدنه نخبگانی را به خود مشغول کرده که آیا سبک مدیریتی شناختهشده دکتر لاریجانی با چنین مأموریتهایی همراستا است؟
تجربههای پیشین لاریجانی از رسانه ملی تا ریاست مجلس، حکایت از گرایش به حکمرانی حلقهمحور، انتصاب چهرههای محدود و اتکای مستمر بر نیروهای نزدیک و وفادار دارد.اما شرایط فعلی کشور نیازمند تحولی جدی در ساختارهای مدیریتی و استفاده از ظرفیتهای نو و متکثر است.
مأموریتهای واگذار شده به دبیر جدید شورا، ماهیتی باز، آیندهنگر و نوگرا دارند؛ تحقق آنها مستلزم نگاهی فراتر از چهرههای تکراری و حلقههای فرسوده مدیریتی است. اگر این موقعیت مهم به بازتولید همان شبکههای گذشته محدود شود، نمیتوان انتظار تحولی واقعی را داشت.
افکار عمومی و جامعه نخبگانی امروز، بیش از هر چیز، منتظر مشاهده نشانههایی عملی از یک بازاندیشی در سبک حکمرانی هستند. اینکه آیا دکتر لاریجانی در این موقعیت تازه، حاضر به عبور از الگوی آشنای گذشته خواهد بود یا نه، خود آزمونی تعیینکننده برای موفقیت مأموریتهای محوله است.
اکنون زمان آن رسیده که ایشان با کنار گذاشتن چهرههای تکراری و بازگشایی فضای تصمیمسازی به روی نخبگان جدید، تصویری تازه و متناسب با شرایط امروز از خود ارائه دهد؛ تصویری که نه در کلام، بلکه در عمل، پیام تحول را به درون ساختارهای مدیریتی و به جامعه مخابره کند.
در غیر اینصورت، تکرار مسیر گذشته، تکرار همان نتایج گذشته خواهد بود؛ و این فرصت تازه، نه به نقطه عطف، بلکه به نقطهای از ایستایی دوباره تبدیل خواهد شد.








