با آغاز مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب از مصلای تهران، بار دیگر روشن شد که برخی رسانههای مخالف نظام با تکیه بر روایتسازی وارونه و ابهامآفرینی درباره سطح و کیفیت حضور هیاتهای دیپلماتیک، تلاش دارند از یک مولفه فرعی تصویری جایگزین از این رویداد ارائه دهند؛ تلاشی که در برابر واقعیت روشن حضور میلیونی مردم در خیابانها و استمرار انسجام اجتماعی طی ماههای اخیر، کارکردی صرفا رسانهای و ادراکی پیدا میکند.
روز نخست مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در مصلای تهران، صحنهای آشکار از حضور گسترده و میلیونی مردم بود؛ حضوری که نه یک رخداد مقطعی، بلکه امتداد همان موج اجتماعی چهار ماه گذشته در خیابانها و صحنههای مختلف کشور تلقی میشود و نشاندهنده تداوم پیوند مردم با آرمانهای انقلاب اسلامی است.
در کنار این واقعیت میدانی، بخش دیپلماتیک مراسم نیز با حضور هیاتهایی در سطوح مختلف نمایندگی و مقامات رسمی برخی کشورها برگزار شد؛ حضوری که از نظر سطح و کیفیت، در چارچوب عرف متعارف روابط خارجی و متناسب با ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک کشورها قابل ارزیابی است و نمیتواند محور اصلی تحلیل این رویداد قرار گیرد.
با این حال، برخی رسانههای مخالف نظام تلاش کردهاند با بهرهگیری از روایتسازی وارونه، ابهامآفرینی و انگارهسازی مکانیکی درباره سطح و کیفیت حضور هیاتهای دیپلماتیک، ذهن مخاطب را از واقعیت اصلی یعنی حضور میلیونی مردم به سمت یک مولفه فرعی و قابل تفسیر رسانهای منحرف کنند؛ رویکردی که در چارچوب جنگ شناختی و عملیات ادراکی قابل تحلیل است.
در مقابل این فضاسازیها، واقعیت میدانی مراسم بار دیگر نشان داد که مهمترین مؤلفه این رویداد، حضور پرشور مردم و نمایش انسجام اجتماعی در سطح ملی است؛ انسجامی که در ادبیات سیاسی کشور نیز با تفکیک چهار عرصه «میدان، خیابان، دیپلماسی و خدمت» مورد تأکید قرار گرفته و نشان میدهد قدرت اجتماعی و سیاسی کشور صرفاً در یک بعد خلاصه نمیشود.
بنابراین مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، پیش از آنکه عرصه سنجشهای دیپلماتیک یا رقابتهای رسانهای باشد، صحنهای روشن از حضور میلیونی مردم و استمرار انسجام اجتماعی بود؛ واقعیتی که تلاش برای روایتسازی وارونه و ابهامآفرینی درباره سطح و کیفیت حضور هیاتهای دیپلماتیک، قادر به تغییر یا کمرنگکردن آن نیست.








