واقعیت آن است که شانگهای نه یک پیمان نـ ــظامی است و نه یک اتحاد کارکردگرا اقتصادی قدرتمند مانند اتحادیه اروپا. بلکه این سازمان بیشتر یک چارچوبی برای همکاریهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی میان کشورهای عضو است که شامل چین، روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی میشود. از این رو، حمایت شانگهای از ایران بیشتر در قالب همصدایی سیاسی، تبادل اطلاعات امنیتی و همکاری اقتصادی محدود قابل تصور است، نه حمایت مستقیم نـ ـظامی یا رفع کامل
تحـ ـریمها.در واقع از نگاه امـنیتی، حضور در این سازمان منطقه ای به جمهوری اسلامی ایران این امکان را میدهد هماهنگیهای راهبردی نزدیکتری با چین و روسیه و حتی هند و دیگر اعضای کشورهای آسیا مرکزی برقرار کند و در مقابل فشارهای آمریکا
وبه ویژه در تاریخ اکنون در برابر سه کشور اروپایی پیگیر مکانیسم ماشه و تهدیدات رژیم صـ ـهیـ ـونیستی، از یک پشتوانه سیاسی و مشورتی بهرهمند شود. این همکاریها هرچند تضمینی برای مقابله با تـحریمها نیست، اما میتواند به کاهش تنـشها و تقویت جایگاه ایران در مناسبات و نظم منطقهای و نظام بینالملل کمک کند.
بنابراین در همین راستا پرسش دیگر قابل طرح؛در حوزه اقتصادی است، عضویت در شانگهای فرصتهایی همچون دسترسی به پروژههای زیرساختی منطقهای مانند ابتکار کمربند-راه و امکان استفاده از سازوکارهای غیردلاری در تجارت با اعضا را به همراه دارد و این گشایشها میتوانند تا حدی مسیرهای مسدود شده تجارت خارجی ایران را باز کنند و فشارهای اقتصادی را کاهش دهند، البته به شرطی که در داخل کشور اصلاحات ساختاری لازم انجام شود؛ اصلاحاتی مانند بهبود فضای کسبوکار، جذب سرمایهگذاری و شفافسازی نظام مالی.
بنابراین در نهایت، سازمان همکاری شانگهای بهتنهایی نمیتواند مانعی قطعی در برابر بازگشت مکانـ ـیسم ماشه و تـ ـحریمهای غرب ایجاد کند، اما میتواند بهعنوان یک محور همکاری غیرغربی، نقشی مکمل و تقویتکننده ایفا کند.
بدین سان برای آنکه این ظرفیتها به دستاوردهایی ملموس تبدیل شوند، منطق سیاست و امنیت بینالملل ایجاب میکند که جمهوری اسلامی ایران با نگاهی واقعگرایانه، در پی دستیابی و پایداری در موازنه قدرت بر پایه ظرفیتها و توانمندیهای داخلی باشد و همزمان، دیپلماسی فعالی را در قالب ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقهای و بینالمللی دنبال کند.
همچنین، هرگونه همکاری چندجانبه در سطح منطقهای و جهانی نهتنها مغایرتی با امنیت ملی و منافع عمومی کشور ندارد، بلکه تضمینکننده امنیت هستیشناختی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.








