پایگاه خبری عصرتوس، حسن جلالیان- مذاکره غیرمستقیم (و یا مستقیم؟) جمهوری اسلامی ایران و امریکا شنبه ۲۳ فروردین در حالی آغاز می شود که درباره اصل مذاکره و انتظارات از آن اختلاف نظرهایی بین سیاسیون و رسانه های ایران به چشم می خورد.
عده ای با اصل مذاکره مخالفند و معتقدند حکومت باید با «مقاومت» به اهداف خود برسد و طبعا از نظر آنها، وضعیت فعلی با مشکلات حادش باید ادامه یابد.
در حالی که حتی «دولت انقلابی» پیشین هم به دنبال مذاکره بود و اصولا این از راهبردهای حکومت در سیاست خارجی و دولت فقط مجری است.
اصل هدف از مخالفت با مذاکرات، اما، مسائل دیگری است: ۱- اگر این مذاکرات با موفقیت پیش برود، دستاوردش به پای دولت پزشکیان نوشته خواهد شد.
۲- اگر مذاکرات ، منجر به بهبود اوضاع و احیانا رفع تحریم ها شود، «کاسبان تحریم» و «کاسبان جنگ» بسیار متضرر خواهند شد.
این در حالی است که اگر مذاکرات، منجر به کاهش تنش بین تهران و واشنگتن شد و بار روانی مثبتی برای جامعه داشته باشد و مردم آثارش را در بهبود اقتصاد ببینند، لبخند رضایتمندی بر لب های آنها خواهد نشست و دستاوردش برای حکومت هم ثبات و ماندگاری بیشتر خواهد بود.
طبعا قاعده مذاکره هم این است که دوطرف، امتیازاتی از یکدیگر بگیرند و یا امتیازاتی بدهند؛ امریکا تحریم ها را برنمی دارد، مگر این که امتیازاتی از جمهوری اسلامی بگیرد.
این امتیازات حتما نباید برچیده شدن برنامه هسته ای و یا موشک بالستیک باشد؛ می تواند «سرمایه گذاری مشروع امریکایی ها» مدنظر قرار گیرد و البته که ترامپ هم روحیه کاسبکارانه دارد و به احتمال قوی از آن استقبال خواهد کرد.








