به گزارش پایگاه خبری عصرتوس، با درنظر گرفتن این اصل، از هر آنچه که جمهوری اسلامی را به خطر می اندازد، باید دوری شود.
پس، اگر جنگ، بنیان های جمهوری اسلامی را مستحکم نگه می دارد (بعید است چنین باشد)، نه تنها خوب، بلکه « نعمت» است ، ولی اگر به تضعیف و حتی (در حالت بدبینانه) به فروپاشی آن منجر می شود، باید جنگ را متوقف ساخت.
شخصا با گزینه دوم موافقم، زیرا در این جامعه زندگی می کنم، می بینم و می شنوم که اکثریت مردم ، صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند و فشار قیمت ها به صورت فزاینده ای در حالت تشدید است. به عبارت دیگر، تاب آوری مردم در حد جنگ نیست.
من دوران ۸ سال جنگ تحمیلی را به خاطر دارم که جنگ بود، ولی کمبود چندانی در جامعه حس نمی شد، زیرا بنیانگذار جمهوری اسلامی به میرحسین نخست وزیر دستور داده بودند که دولت، اول هوای پشت جبهه را داشته باشد.
حتی بعضی از فرماندهان جنگ، شکایت نخست وزیر وقت را پیش فرمانده کل قوا می بردند که دولت از جنگ پشتیبانی لازم را نمی کند ولی فرمانده کل، معمولا پشتیبان دولت بودند که هوای مردم را داشت.
الان، آن دوران نیست؛ جمعیت خیلی بیشتر شده و البته خواسته ها و مطالبات هم خیلی متنوع تر و هزینه ها به صورت سرسام آوری افزایش یافته است.
از طرف دیگر با وجود تحریم های ظالمانه و محاصره های دریایی و هوایی، دولت فروش و درآمد آنچنانی ندارد (فروش نفت در ۸ سال جنگ تحمیلی، متوقف نشد و بسیاری از تحریم ها ومحاصره دریایی و هوایی هم در کار نبود).
در عین حال، تسلیم بی قید و شرط کشور هم زیان آور و ذلت بار است؛ باید عقلای قوم راه میانه ای را پیدا کنند که اگر جنگ حتی نشود که به صورت عزت مندانه خاتمه یابد، حداقل ذلت بار هم تمام نشود.








